چشم انداز حرفه روابط عمومي در ايران
مهدی باقریان- به چند دليل چشم انداز حرفه روابط عمومي در ايران مثبت ارزيابي مي شود. اول اين که فرصت هاي جديدي در عرصه روابط عمومي در حال ظهور هستند که من آن ها را فرصت هاي تجاري، فرصت هاي سرمايه گذاري و فرصت هاي شغلي مي نامم. چرا که نياز و شرايط اقتضا مي کند که روابط عمومي را در قالب يک صنعت ببينيم و همين امر نفوذ روابط عمومي را در سازمان ها و شرکت هاي دولتي و خصوصي بالا مي برد.
دوم اين که تخصصي گرايي در روابط عمومي جدي خواهد شد. دليلش هم اين است که حوزه تخصصي روابط عمومي خيلي گسترده شده و معرفت هاي جديدي در حال ظهور هستند که به نظر مي رسد تخصصي گرايي را الزام آور مي سازد. ضمن اين که در برخي از کشورها قانوني به نام "قانون شاغلان روابط عمومي" در دست تهيه است و ديگر ورود به اين عرصه براي هر کسي ساده نخواهد بود.
سومين مورد، برون سپاري است که قطعا اتفاق مي افتد و صلاح سازمان و شرکت ها در اين است که نسبت به واگذاري امور روابط عمومي به بخش خصوصي تعجيل کنند. کارهايي در اين حوزه انجام شده ولي با نقطه ايده آل فاصله زيادی دارد.
مورد چهارم به گسترش ارتباطات بين المللی مربوط می شود. در اين حوزه کارهای خوبی صورت گرفته اما کافی نيست. رقابت انجمن ها برای عضويت در اتحاديه جهانی روابط عمومی، برگزاری دوره های مشترک آموزشی، تهيه و ارايه استانداردهای روابط عمومی و تلاش برای تشکيل شبکه های مختلف روابط عمومی در همين راستا قابل ارزيابي است. در اين بخش شاهد يکپارچگی بيشتری خواهيم بود و شاغلان روابط عمومی از حقوق خود آگاهی می يابند.
مورد بعدي، استفاده گسترده روابط عمومي ها از تکنولوژي هاي ارتباطي و رسانه هاي جديد است. حرفه اي هاي روابط عمومي نمي توانند نسبت به کاربرد اين تکنولوژي ها در روابط عمومي بي اعتنا باشند. روابط عمومي ايران تا حد زيادي تحت تاثير ارتباطات الکترونيک قرار خواهد گرفت و به همان ميزان از ارتباطات سنتي دور خواهد شد.
در مجموع تحولات آينده روابط عمومی در ايران را می شود مثبت ارزيابی کرد و بسياری از سازمان ها و شرکت ها، حرفه روابط عمومی را به رسميت خواهند شناخت و اهميت دانش روابط عمومی در تحولات و مبادلات اجتماعی و سياسی و سازمانی بر همگان روشن و ظاهر خواهد شد.
دوم اين که تخصصي گرايي در روابط عمومي جدي خواهد شد. دليلش هم اين است که حوزه تخصصي روابط عمومي خيلي گسترده شده و معرفت هاي جديدي در حال ظهور هستند که به نظر مي رسد تخصصي گرايي را الزام آور مي سازد. ضمن اين که در برخي از کشورها قانوني به نام "قانون شاغلان روابط عمومي" در دست تهيه است و ديگر ورود به اين عرصه براي هر کسي ساده نخواهد بود.
سومين مورد، برون سپاري است که قطعا اتفاق مي افتد و صلاح سازمان و شرکت ها در اين است که نسبت به واگذاري امور روابط عمومي به بخش خصوصي تعجيل کنند. کارهايي در اين حوزه انجام شده ولي با نقطه ايده آل فاصله زيادی دارد.
مورد چهارم به گسترش ارتباطات بين المللی مربوط می شود. در اين حوزه کارهای خوبی صورت گرفته اما کافی نيست. رقابت انجمن ها برای عضويت در اتحاديه جهانی روابط عمومی، برگزاری دوره های مشترک آموزشی، تهيه و ارايه استانداردهای روابط عمومی و تلاش برای تشکيل شبکه های مختلف روابط عمومی در همين راستا قابل ارزيابي است. در اين بخش شاهد يکپارچگی بيشتری خواهيم بود و شاغلان روابط عمومی از حقوق خود آگاهی می يابند.
مورد بعدي، استفاده گسترده روابط عمومي ها از تکنولوژي هاي ارتباطي و رسانه هاي جديد است. حرفه اي هاي روابط عمومي نمي توانند نسبت به کاربرد اين تکنولوژي ها در روابط عمومي بي اعتنا باشند. روابط عمومي ايران تا حد زيادي تحت تاثير ارتباطات الکترونيک قرار خواهد گرفت و به همان ميزان از ارتباطات سنتي دور خواهد شد.
در مجموع تحولات آينده روابط عمومی در ايران را می شود مثبت ارزيابی کرد و بسياری از سازمان ها و شرکت ها، حرفه روابط عمومی را به رسميت خواهند شناخت و اهميت دانش روابط عمومی در تحولات و مبادلات اجتماعی و سياسی و سازمانی بر همگان روشن و ظاهر خواهد شد.
+ نوشته شده در یکشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 13:2 توسط مهدی باقریان
|
انتشار کتاب «مدیریت مستندسازی در روابط عمومی»