مقدمه
چيزي که بسياري از متخصصان و کارشناسان روابط عمومي درباره آن توافق دارند اين است که جايگاه فعلي روابط عمومي در ايران چندان رضايت بخش نيست و از پتانسيل هاي موجود به خوبي بهره برداري نمي شود. هنوز در بخش هاي مختلف روابط عمومي، نقصان زيادي وجود دارد. در حوزه حقوقي، پيشرفت قابل توجهي به دست نيامده است.
بسياري از سازمان ها و شرکت هاي دولتي و خصوصي از فقدان ساختارهاي مناسب ارتباطي و اطلاع رساني رنج مي برند. تصويري از ماموريت ها و چشم اندازهاي روابط عمومي وجود ندارد و به اقتضاي روزمره گي و مناسبتي، کارهايي صورت مي گيرد و اين دور تسلسل همچنان ادامه دارد.
به طور کلی موانع ظهور روابط عمومي در ايران می تواند موارد زير باشد:
انحراف از فلسفه وجودی روابط عمومي فلسفه روابط عمومي در مقبوليت، اثرگذاري و رضايتمندي است و اگر نتيجه فعاليت هاي روابط عمومي ملموس در زندگي روزمره نباشد، کم کم بي اثر و کمرنگ مي شود. به ويژه در عصر رسانه هاي اجتماعي که همه فعاليت ها بايد خروجي ملموس و جهت گيري اجتماعي داشته باشند.
از طرف ديگر، بايد توجه داشت فلسفه وجودي روابط عمومي در خلال زمان دچار تغيير نمي شود اما ابزارها و کانال هاي جديد دايما در حال رشد و تکامل هستند به طوري که امروزه با نسخه جديدي از حرفه روابط عمومي يعني «روابط عمومي 2» مواجه هستيم و تعاريف ابزارهاي سنتي روابط عمومي را دچار تغيير کرده است. اين امر علاوه بر تسريع در اطلاع رساني، صرفه جويي اقتصادي و کاهش هزينه ها، صرفه جويي در وقت و زمان، قالب هاي جديد نشر مطالب و محتوي و برقراري ارتباط با مخاطبان را کاملا دگرگون و بهينه سازي کرده است.
متاسفانه انحراف از فلسفه روابط عمومي در دوره معاصر گسترده تر و ساختارمندتر شده است. اين انحراف را هم در تشکل هاي روابط عمومي مي توان به وضوح مشاهده کرد، هم در سازمان ها و سوءاستفاده هايي که از صنعت روابط عمومي براي بهره برداري هاي شخصي مي شود و هم در سطح کارگزاران روابط عمومي که فلسفه روابط عمومي را با يک علامت سوال بزرگ مواجه کرده است.
دوری از اخلاق حرفه ای روابط عمومي بدون اخلاق، کالبد بي جاني است که شايد بتوان چند روزي با رنگ و لعاب دادن به آن ديگران را فريب داد ولي براي هميشه نمي توان همه را فريفت. از منظر علم روابط عمومي، کارگزاران روابط عمومي داراي نقش اساسي در مسووليت هاي اجتماعي هستند و روابط عمومي بدون رعايت اصول اخلاقي، قابل تصور نيست. شايد بتوان گفت معيار اصلي سنجش روابط عمومي اخلاق است و بدون در نظر گرفتن نظام اخلاقي جوامع مختلف، نقش روابط عمومي کامل نخواهد بود.
در همين ارتباط بايد اشاره کرد که متوليان روابط عمومي در سطح بين المللي نيز به مساله اخلاق و پايبندي کارگزاران روابط عمومي به اصول اخلاقي توجه ويژه اي داشته اند و در اين زمينه مي توان به تدوين و انتشار منشورهاي مختلف اخلاقي روابط عمومي در نقاط مختلف جهان اشاره کرد.
البته گاهي اوقات كارگزاران روابط عمومي با نقض مقررات حرفه اي و شغلي و استانداردهاي اخلاقي، خود بزرگترين مانع تعالي و رشد روابط عمومي ها به حساب مي آيند. اين كارگزاران عالباً فاقد تعهد و تخصص هستند و از فلسفه روابط عمومي آگاهي ندارند و نمي دانند كه روابط عمومي ها چگونه عمل مي كنند و لذا به علت چنين ناآگاهي و بي مبالاتي، هويت هنرهشتم را زير سوال مي برند.
فقدان سيستم باز در زمينه توسعه نيافتگي روابط عمومي دو نظريه وجود دارد. يک نظريه، کلان نگر است. حاملان اين نظريه معتقدند اگر سيستم باز باشد روابط عمومي هم در جايگاه خود قرار خواهد گرفت چون روابط عمومی زاده دموکراسی است.
نظريه ديگر، مبتني بر «وضع موجود»
يا خودنگر است و پرسشي که حاملان آن مطرح مي کنند اين است که در وضع موجود چه کار بايد کرد؟ در وضع موجود، چه نسخه اي مي توان براي پيشرفت و اعتلاي حرفه روابط عمومي تجويز کرد؟ آيا بايد تا ايجاد يک سيستم باز، دست روي دست گذاشت و تسليم شرايط موجود شد؟
لذا اگر بخواهيم يک ارزيابی واقع بينانه از وضع موجود داشته باشيم درمی يابيم که بيشتر سازمان هاي دولتي ما داراي سيستم هاي بسته هستند و از همين رو در آن ها روابط عمومي ها جايگاهي ندارند.
ادامه