اولین تجربه ناموفق تیم رسانه ای دولت یازدهم در مدیریت یک رویداد رسانه ای
شارا- در این نوشتار تایید یا رد خبر بازدید زودهنگام یکی از گزینههای احتمالی برای تصدی وزارت ارتباطات در دولت یازدهم مطمح نظر نیست آن چه بیش از همه مورد توجه است نفس و نحوه برخورد گزینه احتمالی وزارت و تیم رسانه ای رییس جمهور منتخب با رسانه ها و یک خبر بسیار معمولی اما در عین حال مهم است. پرداختن به این موضوع از جنبه های مختلف خالی از لطف و فایده نخواهد بود:
تغییر مدلهای رسانهای
هنوز که هنوز است پیامها از سوی سازمان ها، به طور مستقیم یا از طریق نیابت رسانههای سنّتی یا مجاری ارتباطی کلیشهای و تکراری، به مخاطبان منتقل میشود. این در حالی است تحولات تازه در رسانه های الکترونیکی نظام اطلاع رسانی را تغییر داده و موقعیت های جدیدی را برای برقراری ارتباط پیش روی سازمان ها و شرکت های دولتی و خصوصی قرار داده است. به همین دلیل ساده، مسئولان کم تجربه یا بی تجربه باید توجه داشته باشند فناوری های اطلاعات و ارتباطات، مدیریت شهرت را به کانون برجسته و پررنگی تبدیل کرده که قبلاً هرگز چنین چیزی وجود نداشته است.
برخورد صادفانه با مردم ومشارکت مستقیم با مخاطبان اوّلین قدم در سفری برای ایجاد شهرت از طریق رسانههای بویژه نوع مدرن و دوطرفه آن است که برای یکی از نیازهای بنیادی اوّلیۀ انسان برای اجتماعی بودن جاذب است، و با تحوّل مستمرّ رسانهها در روشهای حمایت از گفتگوی مستمرّ، خیابان یکطرفه جذابیت خود را از دست خواهد داد.
اگر سازمان ها و مسئولان دولتی با مردم صادق نباشند و قلدرمابانه، بدون هیچ تلاشی برای ایجاد ارتباط و مشارکت، مطالبی خطاب به مردم پخش کنند، مردم حوصلۀ توجّه محدودی خواهند داشت. امّا اگر به جای آن، سعی کنند خواستهها و علائق مخاطبان را بفهمند و فقط به مطّلع کردن و سرگرم کردن آنها نپردازند، توجّه ها را به خود جلب خواهند کرد.
از آن بهتر این که، اگر با مردم صادق باشن، حمایت های بی شائبه، در تمامی اَشکالش، نصیبشان خواهد شد.
آیندۀ دولت یازدهم در روابط مشارکتی بین مردم، رسانه ها، روابط عمومی ها و مسئولان قرار دارد
رجوع به مبانی
هیچ شیوۀ واقعی برای بیان این نکته نیست که امروزه مخاطبان در دنیای توسعه یافته هر روز در معرض پیام های مختلف قرار میگیرند. تنها نکتۀ مسلّم آن است که "شیوه اطلاع رسانی به صورت بالقوه، هم مایه سلطهگری است و هم مایه رهاسازی." اگر سازمان ها و یا مسئولان نتوانند بلافاصله و صادقانه با مخاطبان خود رابطه برقرار کنند دچار لطمۀ شهرتی خواهند شد.
فرمان دادن و کنترل کردن در ادوار سادهتر
قبلاً خیلی سادهتر بود ولی اکنون نمی توان صرفا با طرح شعارهای قشنگ و ارائه نظریههای زیرکانه و حیلهگرانه، افکار عمومی را هدایت و مدیریت کرد. مسئولان و سازمان ها دیگر نمی توانند با ارعاب و تهدید خبرهای محتملاً بد را به نحوی کمرنگ نشان داده بر خبرهای خوب تأکید نمایند.
دلیلش این است با گذشت زمان، رسانهها رشد کردند و پیچیدهتر و پیشرفتهتر شدند و با رشد فناوری های ارتباطی اکنون با آهنگی سرسامآور، امکان انتشار فوری به هرکسی، در هر جایی، رسانههایی را که ما میشناختیم متحوّل ساختهاست. ادامه
تغییر مدلهای رسانهای
هنوز که هنوز است پیامها از سوی سازمان ها، به طور مستقیم یا از طریق نیابت رسانههای سنّتی یا مجاری ارتباطی کلیشهای و تکراری، به مخاطبان منتقل میشود. این در حالی است تحولات تازه در رسانه های الکترونیکی نظام اطلاع رسانی را تغییر داده و موقعیت های جدیدی را برای برقراری ارتباط پیش روی سازمان ها و شرکت های دولتی و خصوصی قرار داده است. به همین دلیل ساده، مسئولان کم تجربه یا بی تجربه باید توجه داشته باشند فناوری های اطلاعات و ارتباطات، مدیریت شهرت را به کانون برجسته و پررنگی تبدیل کرده که قبلاً هرگز چنین چیزی وجود نداشته است.
برخورد صادفانه با مردم ومشارکت مستقیم با مخاطبان اوّلین قدم در سفری برای ایجاد شهرت از طریق رسانههای بویژه نوع مدرن و دوطرفه آن است که برای یکی از نیازهای بنیادی اوّلیۀ انسان برای اجتماعی بودن جاذب است، و با تحوّل مستمرّ رسانهها در روشهای حمایت از گفتگوی مستمرّ، خیابان یکطرفه جذابیت خود را از دست خواهد داد.
اگر سازمان ها و مسئولان دولتی با مردم صادق نباشند و قلدرمابانه، بدون هیچ تلاشی برای ایجاد ارتباط و مشارکت، مطالبی خطاب به مردم پخش کنند، مردم حوصلۀ توجّه محدودی خواهند داشت. امّا اگر به جای آن، سعی کنند خواستهها و علائق مخاطبان را بفهمند و فقط به مطّلع کردن و سرگرم کردن آنها نپردازند، توجّه ها را به خود جلب خواهند کرد.
از آن بهتر این که، اگر با مردم صادق باشن، حمایت های بی شائبه، در تمامی اَشکالش، نصیبشان خواهد شد.
آیندۀ دولت یازدهم در روابط مشارکتی بین مردم، رسانه ها، روابط عمومی ها و مسئولان قرار دارد
رجوع به مبانی
هیچ شیوۀ واقعی برای بیان این نکته نیست که امروزه مخاطبان در دنیای توسعه یافته هر روز در معرض پیام های مختلف قرار میگیرند. تنها نکتۀ مسلّم آن است که "شیوه اطلاع رسانی به صورت بالقوه، هم مایه سلطهگری است و هم مایه رهاسازی." اگر سازمان ها و یا مسئولان نتوانند بلافاصله و صادقانه با مخاطبان خود رابطه برقرار کنند دچار لطمۀ شهرتی خواهند شد.
فرمان دادن و کنترل کردن در ادوار سادهتر
قبلاً خیلی سادهتر بود ولی اکنون نمی توان صرفا با طرح شعارهای قشنگ و ارائه نظریههای زیرکانه و حیلهگرانه، افکار عمومی را هدایت و مدیریت کرد. مسئولان و سازمان ها دیگر نمی توانند با ارعاب و تهدید خبرهای محتملاً بد را به نحوی کمرنگ نشان داده بر خبرهای خوب تأکید نمایند.
دلیلش این است با گذشت زمان، رسانهها رشد کردند و پیچیدهتر و پیشرفتهتر شدند و با رشد فناوری های ارتباطی اکنون با آهنگی سرسامآور، امکان انتشار فوری به هرکسی، در هر جایی، رسانههایی را که ما میشناختیم متحوّل ساختهاست. ادامه
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:59 توسط مهدی باقریان
|
انتشار کتاب «مدیریت مستندسازی در روابط عمومی»